افسوس...
نابينا گفت : دوستت دارم
ماه گفت تو که منو نمي بيني
چطوري دوستم داري
نابينا گفت اگه مي ديدمت عاشق زيباييت مي شدم
اما الان که نمي بينمت عاشق خودت هستم

اي کاش دوست داشتن را تجربه نمي کردم،
تجربه ي تلخي بود... ديگر هيچ وقت
نمي خواهم حضوري گرم، سرماي وجودم
را محو کند ديگر هيچ گاه به نگاه عاشقي
دل نمي بندم و هيچ گاه به سلام
مهرباني پاسخ نخواهم داد

افسوس.... آن زمان که بايد دوست بداريم کوتاهي ميکنيم...
آن زمان که دوستمان دارند لجبازي ميکنيم...
و بعد... براي آنچه از دست رفته آه ميکشيم
